خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

33

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

و - برخى از اسما جامد هستند ، يعنى نمىتوان اسمى يا فعلى را از آن مشتق نمود . مانند حيزبون ( پيرزن ) و هيهات . ز - برخى ديگر سايل هستند ، يعنى قابليت اشتقاق دارند ، مانند « ضرب » . ح - برخى از اسما موضوع هستند ، يعنى از چيز ديگرى گرفته نشده‌اند ، مانند « ضرب » . ط - بعضى ديگر از اسما مشتق هستند ، مانند « ضارب و مضروب » . در بيش‌تر زبان‌ها فعل مشتق است مثلا در زبان عربى فعل مشتق از اسمى است كه مصدر ناميده مىشود . هر فعلى به نحو دلالت تضمنى يا استلزامى بر چهار نكته دلالت مىكند : 1 - معنى 2 - محل آن معنى 3 - حدوث معنى در آن محل 4 - زمان حدوث معنى در آن محل مثلا در « ضرب » ، « ضرب » معنى است . محل آن ، چيزى است كه به جاى فاعل است ، زيرا هر فعلى مقتضى فاعل است ، هرچند اين فاعل در لفظ نامشخص باشد . حدوث ضرب در ضارب معنايى است كه از ضرب فهميده مىشود . زمان حدوث ، زمان گذشته است . در برخى از كلمات ، محل فعل از لفظى ديگر فهميده مىشود كه در اصطلاح علم نحو آن را فاعل مىخوانند . بنابراين ، ديگر از صيغهء فعل ، محل فهميده نمىشود ، مانند ضرب زيد . در اين صورت فعل فقط بر سه نكته دلالت مىكند : معنى ، حدوث معنى ، زمان حدوث معنى . همچنين ممكن است كه علاوه‌بر اين معنى نيز در لفظ ديگرى فهميده شود و لفظ فعل فقط بر دو چيز دلالت كند ! حدوث معنى و زمان حدوث . مانند جملهء « كان زيد ضاربا » كه به جاى جملهء « ضرب زيد » است اين فعل را نحويون « فعل ناقص » و دانشمندان منطق « كلمهء وجودى » مىنامند . در زبان يونانى لفظى كه دلالت بر زمان گذشته يا آينده مىكند ، غير از لفظ فعل است .